تب مالت (بروسلوز): Brucellosis
كليات:
بروسلوز از بيمارىهاى شايع ايران است اين بيمارى به عنوان
يك مشكل بزرگ اقتصادى و بهداشتى در سطح جهان مطرح است. نسبت ابتلا در ايران
2/3=M/F، 35% مبتلايان را كودكان زير 15 سال تشكيل مى دهند. از نظر شيوع
در آسيا، افريقاى مركزى و جنوبى و كشورهاى مديترانه بيشتر است.
بروسلوز
داراى اسامى مختلف «تب مالت» «تب ديوانه»، «تب راجعه» و «تب مواج» است.
شناخت اين بيمارى اهميت زيادى دارد زيرا يك بيمارى آندميك مملكت ماست. بعد
از سل شناخت اين بيمارى در ايران اهميت زيادى دارد. نشانه هاى اكثر
بيمارىهاى عمومى و غير عمومى، عفونى و غير عفونى را تقليد مىكند. (به نام
بيمارى هزار چهره نيز معروف است)
بيش از 450 نوع بيمارى مشترك بين انسان و حيوان وجود دارد كه بروسلوز مهمترين آنهاست. تب مالت يكى از بيمارىهاى شايع قابل انتقال بين انسان و حيوان است كه طريق تماس مستقيم با خون، جفت، جنين و ترشحات رحمى حيوانات آلوده (گاو، گوسفند، بز، خوك،، شتر و گاوميش) و نيز از طريق مصرف فراوردههاى خام آلوده حيوانى (بخصوص شير و فراوردههاى آن) بطور غير مستقيم به انسان منتقل مىشود. بروسلوز انسانى (تب مالت) ناشى از بروسلا ملیتنسيسس در جاهايى كه گوسفند و بز آلوده زياد است پیآمد جدى بهداشت عمومى در آن مناطق مى باشند. با اين وجود بعلت استقرار وسيع پاستوريزاسيون، تب مالت در بسيارى از كشورها به عنوان يك بيمارى شغلى با وقوع پراكنده در بين افرادى كه در نقل و انتقال چهارپايان دخالت دارند، دامپزشكان، كاركنان آزمايشگاهها، كاركنان و كارگران كارخانجات توليد و بسته بندى گوشت و كشتارگاهها محسوب مى شود.
در كشورهاى در حال توسعه و در نواحى روستايى، مصرف فراورده هاى لبنى گاو، بز، گوسفند و گاوميش بصورت خام و منبع اصلى ابتلا به تب مالت محسوب مى گردد. بطور كلى بروسلوز تأثير نامطلوبى در سلامت انسان و فراورده هاى دامى دارد. در بسيارى از كشورها بروسلوز جزو بيمارىهاى قابل گزارش است راههاى كنترل بيمارى عمدتاً بر پايه پيشگيرى از بيمارى قرار دارد و مراقبت يك وسيله كليدى براى مديريت برنامه هاى پيشگيرى و كنترل اين بيمارى محسوب مىگردد.
تاريخچه كنترل بروسلوز در ايران:
در گذشته منطقه آلوده در ايران بيشتر اصفهان، چهار محال بختيارى بود و ساير مناطق زياد با اين مسئله مواجه نبودند. ولى داستانى اتفاق افتاد كه باعث شد بروسلوز در سراسر كشور منتشر شود. واقعه از اين قرار بود: چندين سال قبل تعدادى از بزرگان به بيمارى بروسلوز مبتلا شدند و كار به مجلس شورا كشيد. تصميم گرفتند هر طور كه شده اين بيمارى را ريشه كن كنند. جلسات متعددى تشكيل شد و همه به اين نتيجه رسيدند كه براى ريشه كن كردن بيمارى چهار اصل را بايد در نظر گرفت.
1- هر چه دام آلوده است سر ببريم
2- تمام گوساله ها را واكسن بزنيم
3- افراد مريض را معالجه كنيم
4- فراوردههاى لبنى را پاستوريزه كرده و از ذيح غير قانونى ممانعت نمائيم
قدم اول >-- از بين بردن دامهاى آلوده: اكيپهاى متعددى براى شناسايى و از بين بردن دامهاى آلوده تشكيل شد و از آنجائيكه كانون بيمارى در اصفهان بود از اين شهر شروع كردند. دامهاى آلوده شناسايى شد ولى صاحبان آنها چون اقتصاد خانواده شان متكى بر بز و گاو و گوسفندى بود كه داشتند زير بار نمى رفتند. آنها شبانه دامهاى خود را از اصفهان خارج كرده و در شهرهاى نقاط مختلف ايران فروختند و بيمارى بروسلوز كه تا آنزمان بيشتر محدود به اصفهان بود در تمام ايران منتشر شد.
قدم دوم >-- واكسيناسيون: واكسيناتورها و افرادى كه در رابطه با بيمارى بروسلوز كار مى كنند افراد از جان گذشتهاى هستند كه بعضاً بارها دچار اين بيمارى شده اند. واكسيناتورهاى قديمى اضافه كار خواستند از آنجائيكه هزينه آن زياد مىشد با اينها موافقت نشد و قرار شد واكسيناتورهاى جوان و تازه نفس به خدمت گرفته شوند. اين كار انجام شد و آنها شروع به كار كردند ولى يكى يكى مبتلا به تب مالت شدند براى تشويق اين افراد گفته شد هر كس تب مالت بگيرد بر حسب شدت آن مزاياى بيشترى به او تعلق خواهد گرفت پس از مدتى با تعداد زيادى افراد مواجه شدند كه عصازنان به دنبال پولشان آمدهاند. پس به اين نتيجه رسيدند كه بهتر است سراغ همان واكسيناتورهاى قديمى رفته با اضافه حقوق آنها موافقت كنند.
قدم سوم >-- درمان افراد مبتلا: بيشتر افراد برسلوزى كه به پزشك مراجعه مى كنند مىگويند «درد دارم، بی حالم، طپش قلب و عرق شبانه دارد، به دكتر اعصاب مراجعه كرده ام و...! ولى بعد از تشخيص بروسلوز وقتى نوبت به درمان مى رسد و پزشك توصيه به استراحت مى كند به بهانه كار و گرفتارى امتناع كرده داروهايش را هم مرتب نمى خورد و نتيجه اينكار شكست درمان است.
قدم چهارم >-- پاستوريزاسيون شير و فراوردههاى لبنياتى: در مورد پاستوريزاسيون بايد گفت كه شيرهاى پاستوريزه هم نياز به جوشاندن دارند. از ساير منابع آلوده كننده مثل پنير ليقوان، خامه، سرشير و بستنىهاى غير پاستوريزه هم نبايد استفاده شود. بهر حال ريشه كنى بروسلوز در هر چهار قدم با مشكل مواجه شد.
عامل بيمارى:
باكترى هاى مولد تب مالت كوكوباسيلهاى گرم منفى و هوازى هستند كه كوچك بودن، اسپور و كپسول بوده غير متحرك مىباشند. خيلى از اينها براى رشد به CO2 نياز داشته و در محيط 37 درجه رشد مى كنند و از يكديگر بوسيله تكنيكهاى سرولوژى و بيوشيميايى جدا مىشوند.
سه نوع بروسلا بعنوان عامل اكثر عفونتهاى بيمارى تب مالت در انسان وجود دارد (البته شش گونه اصلى بروسلا وجود دارد. بروسلا مليتنسيس، بروسلا سوئيس، بروسلا ابورتيس، بروسلا كانيس، بروسلا Ovis، بروسلا Neotome كه از اين شش گونه چهار گونه اولى داراى قدرت بيماريزايى در انسان مىباشند):
1- بروسلا ملیتنسيس Brucella Melittensis (داراى 3 بيوتيپ) كه در بز و گوسفند (شتر و خوك) بيشتر است و عمدتاً عامل بروز موارد تب مالت انسانى در ايران مىباشد.
بروسلا ملیتنسيس عامل بروسلوز گوسفند و بز و شتر و خطرناكترين عامل بيمارى تب مالت در انسان است زيرا قدرت بيماريزائى آن نسبت به ساير انواع بروسلا بيشتر است. بيمارى ناشى از اين بيمارى تضعيف كننده نيز هست.
بروسلا ملیتنسيس در ادرار تا 6 روز و در گرد و غبار تا 6 هفته و در آب و خاك تا 10 هفته و در پنير تازه تا 2 ماه زنده مىماند.
2- بروسلا آبورتوس Br. Abortus (داراى 9 بيوتيپ) كه در گاو بيشتر است. بيمارى ناشى از اين باكترى در انسان ملايم و با انتشار محدود است و عوارض عفونت زا يا ناتوان كننده كمتر ديده مىشود.
3- بروسلا سوئيس Br. Suis (داراى 4 بيوتيپ) كه در خوك بيشتر است. بيمارى ناشى از اين نوع در انسان همچون ساير انواع مى باشد ولى شدت و عوارض آن كمتر از بروسلا ملىیتنسيس مى باشد و معمولاً با ايجاد آبسه در اندامهاى مختلف همراه است.
4- بروسلا كانيس Br. Canis موجب اپيدمى بيمارى در سگها مى گردد اين نوع بيمارى را تاكنون در ايران نداشتهايم
(بروسلا اويس در گوسفند و بروسلا نئوتوم در موش درختى)
راههاى سرايت بيمارى:
1- تماس شغلى و تماس مستقيم با بافتهاى حيوانى آلوده نظير خون، ترشحات واژن و ترشحات جنين سقط شده در افرادى نظير سلاخان، دامپزشكان، دامداران، كشاورزان و كاركنان كشتارگاه ها از راه تماس با پوست خراشيده، ملتحمه و تنفس (تماس مستقيم با خون و لنف آلوده)
2- مصرف شير خام و فراودرههاى لبنى آلوده خصوصاً پنير تازه، خامه، سر شير
3- انتقال تنفسى از طريق استنشاق هواى آلوده آغل، اصطبل و آزمايشگاه
4- مواردى از بيمارى در اثر فرورفتن سر سوزن سرنگ حاوى واكسن Revelگوسفندى، S91 گاوى در زمان تلقيح به دست واكسيناتور نيز گزارش شده است.
5- Person to Person: انتقال از راه مقاربت نادر است. البته مردها گاهى مى توانند همسران خود را آلوده كنند (از راه ادرار در حين مقاربت)
حيوانات از طريق مقاربت يا خوردن شير، گوشت آلوده و يا فراورده هاى شير آلوده يا تنفس به اين بيمارى مبتلا مىشوند علائم اين بيمارى در حيوانات عبارتند از بىعلامتى، هماچورى، اركيت، ماستيت، كمى شير، لاغرى، سقط و... ارگانيسم بروسلا در ادرار، مدفوع، ترشحات واژينال حيوان آلوده وجود دارد. اگر حيوانى سابقه سقط داشته باشد بايد آنرا حتماً از نظر بروسلوز معاينه و آزمايش كنيم دو علت عمده انتقال اين بيمارى ارتباط نزديك آغل با محل زندگى دامداران و استفاه از شير تازه دوشيده ميباشد. انسانها نيز از طريق خوردن شير آلوده و فراوردههاى آن، گوشت آلوده، خراش پوست، ملتحمه، تنفس، مادر به بچه در دروان حاملگى و شيردهى، انتقال جنسى از طريق Semen، انتقال خون و پيوند مغز استخوان به اين بيمارى مبتلا مىشوند. شايعترين راه انتقال بيمارى در نواحى اندميك بروسلوز Inhalation ذكر شده است ولى شايعترين راه انتقال بيمارى گوارشى است. انقال بروسلوز از طريق فرد به فرد بسيار نادر است. كسانى كه آنتىاستيد مصرف مىكنند دوز آلوده كننده در آنها كمتر است. سالانه نيم ميليون بيمار جديد گزارش مىشوند البته اينطور به نظر مى رسد كه تنها 4% بيماران گزارش مى شوند. شايعترين عامل بيمارى در كل جهان بروسلا ملىیتنسيس است. 17 كشور در جهان (اكسفورد) توانسته اند بروسلوز را ريشه كن كنند. كه تعدادى از آنها عبارتند از نروژ، سوئد، فنلاند، دانمارك، سوئيس، چك و اسلوواكى، رومانى، بلغارستان، انگلستان، ژاپن، مصر و ايسلند و... (البته هاريسون 27 و مندل 28 كشور را ذكر كرده است) كشورهاى با شيوع بالاى بيمارى شامل كشورهاى حوزه مديترانه، آسيا و آمريكاى جنوبى و مركزى است. در كل ميزان شيوع اين بيمارى در جهان رو به افزايش است.
اگر در منطقهاى بچه مبتلا به بروسلوز ديده شود نشاندهنده اندميك بودن بيمارى در آن ناحيه است. ميزان شيوع بروسلوز در ايران 58 در 000/100 است البته اين رقم در سال 1984 160 در 000/100 بوده است آلوده ترين استانها عبارتند از استانهاى همدان، لرستان، ايلام.
كسانى كه احتمال ابتلا در آنها زياد است شامل قصابان، دامپزشكان، كشاورزان، و ديگر افرادى است كه با دام سروكار دارند.
ارگانيسم بروسلا قادر است در داخل خاك خشك تا 40 روز زنده بماند و در داخل خاك مرطوب بيشتر. در گوشت يخ زده تا سه هفته، در شير خام تا 10 روز و در پنير تازه تا 3-2 ماه، در مدفوع حيوانات تا 100 روز، در آب از يك هفته تا يكماه.
اين ارگانيسم در حرارت 60 درجه اگر به مدت 10 دقيقه بماند از بين خواهد رفت همچنين شيره معده قادر است آنرا از بين ببرد اين ارگانيسم پس از ورود به بدن و بلعيده شدن توسط فاگوسيتها، درون آنها بعلت جلوگيرى از دگرانوله شدن گرانولهاى ميلوپراكسيداز آنها ادامه حيات مىدهد و به سيستم رتيكولواندوتليال مانند كبد، طحال، مغز استخوان و ديگر ارگانها مانند كليه رفته به تكثير مىپردازد. واكنش بافتها به اين ارگانيسم شامل تشكيل گرانولومهايى است كه داراى سلولهاى اپىتلوئيد، Giant cell، لنفوسيت و پلاسماسل مى باشد. ماكروفاژها كم كم ارگانيسمها را از بين مىبرند و باعث بهبودى بيمارى مى شوند و اين چنين ايمنى اتفاق مى افتد. گرانولومهاى باقيمانده بتدريج فيبروزه شده و اغلب كلسيفيه مىگردند.
دوره نهفتگى:
وقتى كه برخورد با منبع عفونت مستمر باشد، چه از راه نوشيدن شير خام و يا تماس شغلى، تعيين زمان دقيق آلودگى و لذا دوره نهفتگى مشكل خواهد بود. اما در موارديكه عفونت بدنبال يك تماس مشخص باشد، دوره نهفتگى اغلب بين 1 تا 3 هفته مىباشد. (به طور متوسط در ايران دوره كمون اين بيمارى 2 هفته است) گاهى اوقات بين 17-6 ماه نيز گزارش شده است.
پاتوژنز:
وقتى كه ميكروب وارد خون شد به سيستم رتيكولواندوتليال حمله مى كند و بعد به كليه ارگانها مىرود، بروسلا يك ميكروب درون سلولى است به همين جهت درمان بايد طولانى مدت باشد و از داروهايى استفاده كرد كه درون سلول عمل مى كنند. (به علت اينكه بروسلا زندگى درون سلولى دارد آنتى بيوگرام در مورد بروسلوز اهميتى ندارد. اين ارگانيسم اگزوتوكسين توليد نمى كند ولى ديواره سلولى آنها داراى اندوتوكسين مى باشد، بيشتر گرفتارىهايى كه در بروسلوز ايجاد مى شود ناشى از همين اندوتوكسين است)
ميكروب (از راه پوست و مخاط) >-- توسط فاگوسيت يا PMN خورده شده >-- (از طريق مجارى صفراوى) غدد لنفاوى >-- (اگر متوقف نشود) باكتريمى >-- سيستم رتيكولواندوتليال كبد و طحال و مغز استخوان، كليه و غيره جايگزين مى شود >-- عكسالعمل دفعاى بدن در اين بافتها >--تشكيل گرانولوزه غير كازئيفيه .پس بروسلوز در تمام سيستها و ارگانهاى بدن مىتواند ضايعه ايجاد كند. ولى بيشتر از همه در سيستم اسكلتال، دستگاه ادرارى، كبد، قلب و ريه و طحال است.
برچسبها : تب مالت,بروسلوز,Brucellosis,تاريخچه كنترل بروسلوز در ايران,عامل بيمارى,بروسلا ملیتنسيس,بروسلا آبورتوس,بروسلا سوئيس,بروسلا كانيس,بروسلا اويس,Vasoconstriction,www.glsg.ir,glsg.ir,glsg,دانشگاه آزاد گرگان,علوم آزمایشگاهی دانشگاه آزاد گرگان
